یک اتفاق بد !!
این که بی نهایت عاشقانه باشی ٬ اما نتونی از عاشقانه ت بنویسی ...این که نتونی تنها باشی ... نتونی تنها نباشی ... نتونی کار کنی ... نتونی کار نکنی ... نتونی حرف بزنی ... نتونی سکوت کنی ....
اتفاق بد اینه :
به قول میشل فایفر تو فیلم فرانکی و جانی :
!!I'm tired of being afraid
دلم می خواد دوباره بشم شرمین بچه خرخون کلاس !!!!که به جز هارمونی و ساز و سلفژ ( حالا کنترپوان هم اضافه کنین ! ) به هیچی فکر نمی کنه ! شرمین حال بهم زنِ قدیم !!!
از این ادای روشن فکری حالم به هم می خوره !!!
یک اتفاق متوسط
این که استاد ویولونسلم دقیقا در شرایطی که من با ولع هر چه بیشتر مشغول ساز زدن بودم ٬ کلاس هامون رو برای دو هفته تعطیل کرد !!! و من رو با این همه انگیزه ی سرکوب شده تنها گذاشت !!!
یک اتفاق خوب !
این که حاصل یک ماه تعطیلی کلاس هارمونی و تلاش شبانه روز استاد عزیزم رو می تونیم ۹ و ۱۰ و ۱۱ اسفند تالار وحدت بشنویم سمفونی ای که من می دونم چقدر وقت و انرژی مصرف کرده و می دونم که بد جوری ارزش شنیدن رو داره ....
سمفونی محمد اثر شهرام توکلی به رهبری فرهاد فخرالدینی با اجرای ارکستر ملی + نوازنده های بادی برنجی مهمان از ارکستر سمفونیک + گروه کر تالار وحدت
البته شایان ذکره که اگه فیلم بود اسم من هم توی تیتراژ آخر فیلم به عنوان "تدارکات" ( یا "حمل و نقل" .... یا اگه خیلی احتراممو نگه می داشتن "با تشکر از" ) در هر صورت ... فعلا که قطعه ی سمفونیکه و من فقط یه تماشاگر مشتاقم !!!!
حالا اطلاعات دقیق تر رو به زودی بهتون می گم !
اصلا تور می ذاریم همه با هم می ریم !!!!!
به ترتیب از روز اول :
۱. باز هم سیب داری ؟ ( بایرام فضلی ) : اگه در موردش توی مجله ی هفت این قدر نخونده بودم حاضر نبودم برم و ببینم ! من اصولا دشمن سر فیلمهای دوره ی حسن کچل هستم !!!! باز هم سیب داری ؟ یه فیلم با مضمون خیلی سیاسی بود که این بی زمان و بی مکانی اش بد جور کار دستش داده بود و عملا تبدیلش کرده بود به فیلم کودکان !!!
۲. سبیل مردونه ( جواد اردکانی ) : منِ یزدی با فیلمایی که از یزد می سازن هم هیچ رابطه ی خوشی ندارم ! همه ش یاد فامیلای خیلی دور بابام می افتم ! سبیل مردونه یه فیلم کاملا ابتدایی با موضوع احمقانه بود دیدن تمام فیلم می ارزید به اون کودک شیرین .... ( فاطمه شاکر )!
۳. سنگ کاغذ قیچی ( سعید سهیلی ) : یه آشغال واقعی با یه موضوع کاملا دستمالی شده بدون این که حرفی واسه گفتن داشته باشه ! آقا ! چقدر بشینیم ببینیم از این فیلمای دهه ی ۴۰ که یارو از زندان آزاد می شه می ره دنبال زنش بگرده ؟؟ بس نیست ! مرگ بر سعید سهیلی !!!!!!
۴.خون بازی ( رخشان بنی اعتماد-محسن عبدالوهاب) : یه فیلم خوب٬با ساختاری خوب٬با بازی فوق العاده ی باران که بایدسیمرغ بلورین رو به خاطرش در دست بگیره !تمام فیلم عین دختر بچه هایی که فیلم ترسناک می بینن هی به خودم می گفتم " فیلمه شرمین ! غصه نخوری ها !!!! "می دونین ؟ من شخصا منتظر یه چیز معمولی بودم و خودم رو برای یک " متوسط خوب " آماده کرده بودم. اما بدجوری غافلگیر شدم.خوش ساخت ترین فیلمی بود که توی جشنواره دیدم . اما کاش یه موسیقی خوب هم چاشنی کار می شد .
۵. اقلیما ( مهدی عسگرپور ) : اگه یادمون بره که قدمگاه ( فیلمی که خیلی دوستش داشتم !! ) ساخته ی عسگرپور ه و بشینیم یه فیلم مهیج ببینیم ٬ فیلم خوب ٬اما قابل پیش بینی ایه ! که بازی پانته آ بهرام هم واقعا به روانی فیلم کمک کرده ... هرچند ... من هیچ وقت از حسین یاری خوشم نیومده !ژانر فیلم نسبت به قدمگاه خیلی متفاوته .... شاید من خودخواهانه منتظر یه قدمگاه دیگه بودم....
۶.پارک وی ( فریدون جیرانی ) : این که یه کارگردانی از رو فیلم خودش کپی کنه رو نمی فهمم ! این فیلم کپی به روز شده ی قرمز بود که با بازی دختره توی مارمولک و پسره توی مکس صرفا فیلم گیشه ساخته !!البته مهدی جان احمدی ..... !!!!! آقا انگار فیلمهای ترسناک مد شده !! منِ ترسو هم که .... !!
۷. آفتاب بر همه یکسان می تابد (عباس رافعی ) : از این فیلما که کانال دو روز شهادت نشون می ده !یه مرد شیمیایی شده که همه ازش قطع امید کردن با زنش و دوست زنش برن شمال و دوست زنه که مسیحی بوده ( دیدین ؟ اسم مسیحیا تو همه ی فیلما یا ژانت هست یا آنی !!! ) اصلا ایمان نداشته و از اون اول همه می دونن قراره چی بشه !!! مُردم از این فیلما !!!
۸. دست های خالی ( ابوالقاسم طالبی ) : یه فیلم معمولی ( خیلی سعی کردم بنویسم مزخرف !اما نتونستم ! ) با پرش های احمقانه ی موضوعی و .... اه اه اه !!!! چرا هیچ کی سراغ یه موضوع بکر نمی ره ؟ خسته شدم !!!دست های خالی فقط نون هنرپیشه هاشو می خوره وگرنه کل فیلم هیچ اتفاق جدیدی نمی افته .... نه ... شاید الان بتونم بگم فیلم مزخرفی بود!
۹. روز سوم ( محمدحسین لطیفی ) : یه فیلم خوب از دفاع مقدس که دوستش داشتم .... بازی عالی پوریا پورسرخ و حامد بهداد و باران کوثری که نفس تماشاچی رو بند می آورد .... صدای فین فین کل سالن شنیده می شد !! بعدش فیلم بچه های ابدی و ساعت ۲۵ رو هم می خواستم ببینم که انقدر این فیلم خوب بود که نتونستم چیزی بعدش ببینم ... شاید از لحاظ ساختار غیر حرفه ای بود ... اما دوستش می داشتم !!! این که بدونین یه کارگردان تا هفته ی اول بهمن توی آبادان مشغول فیلمبرداری بوده و فیلمش رو هم رسونده به جشنواره باعث می شه از ساختار فیلم هم گله ای نکنین ! کل جشنواره می ارزید به دیدن این فیلم !
۱۰. اتوبوس شب ( کیومرث پوراحمد ): یک موضوع خوب + یک گروه خوب = یک فیلم خوب ! اما " خوب " بهترین صفتیه که بهش می شه داد .... تا " عالی "مونده! هنوز نمی دونم کجای فیلم باعث می شد که اونقدر ها تاثیر نذاره رو تماشاچی .... اما در مجموع نگاه فیلم رو دوست داشتم چون یه دفه هم از این طرف به جنگ نگاه کرده بود. به اسرای عراقی !!! نه اسرای ایرانی !کل فیلم در مجموع روی نظر من رو در باره ی جنگ بود !!! از بازی خوب خسرو شکیبایی هم نباید گذشت !
۱۱.اخراجی ها ( مسعود ده نمکی ) : یه کمدی رو حوضی خیلی خیلی پایین و چیپ و جلف که به نظر من همون قشر از آدمایی که با فیلم کما و تئاتر قهوه خانه ی زری خانوم حال می کنن از این فیلم حتما لذت می برن ! آقای ده نمکی رو چه به فیلم ساختن !!!
تنها غصه ام از اینه که چرا این همه آدم به اخراجی ها رای خوب دادن که باعث بشه تبدیل به فیلم محبوب تماشاچی ها شه !!!!
اینجانب کمال رضایت رو از جایزه های اهدا شده دادم !!!!
ساز می زنم امروز
رضایت را که در نگاهت می بینم
لبخند می زنی
و من دلم بیشتر از همیشه نکتورن شوپن را می خواهد ...
کاش بعد از عید یا موومان سوم مهتابو شروع کنم یا طوفان !!
چقدر قطعه ی نزده دارم ....
تا سیصد سال می تونم ساز بزنم .... !
واااای چقدر کار دارم !!
من پر از انگیزه هستم !!!
بهش می گم : " خیلی بده که من استعداد آهنگسازی ندارم ؟ یعنی تا حالا حتی نتونستم یه میزان هم خلق کنم که مال خودم باشه و تحت تاثیر کسی نباشه. همه ش نوازندگی و نوازندگی و نوازندگی !"
یه کمی فکر می کنه و می گه : " تو چند نفری ؟!! "
از سئوالش تعجب می کنم و می گم : " خوب یه نفر ! "
می گه:" اشتباهت همینه ! باید ۲ نفر باشی . یه شرمینِ موزیسین و یه شرمینِ نگهبان!شرمین اول فقط وظیفه ش اینه که ساز بزنه ٬ کتاب بخوونه ٬ موزیک خوب گوش کنه ٬ ... شرمینِ دوم وظیفه ش اینه که مراقب اولی باشه که تمرین کنه ٬ اگه شکست خورد دوباره بلند شه ٬ اگه پیروز شد ٬مغرور نشه و ... "
بعد ادامه می ده :" توی زندگی شرمینِ اول ۲ تا ریل قطاره که موازی هم در حال عبوره.متاسفانه شرمینِ اول همیشه توی ریل اولی مونده!همون ریلی که آدمای معمولی هم بهش قانعن.ریل زمان دار و مکان دار.
وظیفه ی اصلی شرمینِ دوم اینه که بتونه بندازتت توی ریل دوم که نه زمان توش تعریف شده س ٬ نه مکان.خلاقیت توی همه هست٬ اما پیدا کردن راهی که بیفتی توی ریل دوم سخته.اونجا که بری یه دنیاییه پر از موسیقی که خودش به سمتت میاد.اون وقت فقط کافیه که مکتوبش کنی. باید تجربه کرد. یه بار که بیفتی توی اون ریل دیگه این ریل اولی برات عذابه.سعی کن شرمینِ دومت رو زود پیدا کنی."
(یه پست کاملا زمینی که هیچ ربطی به بالایی نداره ! )
نگاهت می کنم ٬ بعد از این همه روز دیدن و ندیدنت .
حالا که یک میز بیشتر بین ما فاصله نیست ٬
-و من می دانم که این رویا نیست -
ماندنی شو!
تمام شبهای سردم
نگران دست های گرم توست
دیر شده ؟
ساعت چند است ؟
اولی اش The man from the elysian field ...یه فیلم کاملا معمولی خوبه ! از این فیلمهای بی ادعا که دوستشون داری !
( البته اندی گارسیای عزیز هم بی تاثیر نیست ! )

دومی اش and now,... ladies and gentlemen با بازی جرمی آیرونز ( که البته من ترجیح می دم بگم جرمی آینز ! )یه فیلم با موضوع و پرداخت عالی ! یه فیلمنامه ی خوب با فضای عالی و آهنگای محبوب و دوست داشتنی :)

می گم ! اگه یه روزی موسیقی تحریم شد تو ایران من بازاریاب می شم !!!!