
به آهستگی ،
نزدیک می شویم
به سرعت ،
عاشق
و
همیشه ،
خوشبخت
...
و من
در اوج لبخند ،
به چشمها
و به دستهایم
حسادت می کنم
که تو را دارند
...
باور می کنی ؟
دست من، پر از عطر یاد توست
تا صبح ، مست خواهم ماند
....
از من خوشبخت تر ،
چند نفر می توانی شمرد ؟
مثه یه فیلم خوب
تو رو باید دید .
مثه یه آهنگ دلخواه
تو رو باید شنید .
مثه یه ترانه آشنا
تو رو زمزمه کرد .
مثه یه راه حل
به تو باید رسید .
اینجا کجاست ؟
رویا یا بهشت ؟
کاش چشمانم بسته بماند .
کاش کسی بیدارم نکند.
کسی چه می داند ....
به نامم که می خوانی
به عرش می روم .
نه ....
نمی تواند رویا باشد
فراتر از آن ....
چشمانم را که می گشایم
هنوز در سربالایی خیابان بی تابم .
هنوز قلبم پر تپش است .
هنوز باور ندارم.
اگر یادگارت نبود ٬
امروز را خیال می پنداشتم.
همچون یکی از رویا پردازی های شبانه ی این روزهایم ....
مرا باز به عرش ببر
که خوشبختی همین جاست ...
سلام !
ملودی در دست تو !
روی سکوت گرد من
این بار
تو ساز بزن !
سالهاست نام تو بر زبان
ای پاکی ِ باد
سالهاست یاد تو در دل
ای جاری آب
این بار
با چمدانی بیا
تا ماندنی باشد
لبخند
وای وای !!!! من دچار بی کاری مزمن شدم !!!! عادت به این همه تفریح ندارم... به زودی over dose می کنم !!!
به مقداری کار با اعمال شاقه نیازمندیم !!!
هم اکنون نیازمند یاری گرمتان هستیم.
من
چه تنها امروز
چه تنها امروز
چه تنها
کاش
زودتر ها رنگ بیاید
بر این بهار خاکستری من
...
سبز شو
صدا....
بلیغ و رسا
...
سلام!
اینجایی
باز ظرف عشق را
جاری می کنی
در لیالی من
ستاره ها چه شوخ و
آسمان خوشحال است
بمان
تا لبخند
تا گرما
تا رنگ
تا صدا
تا عشق
تا تو
می شمارم
ثانیه های نیامدنت را
کاش جنگجو
پرچم سفید قلبش را
نشانم می داد
می شمارم
ثانیه های نیامدنت را
فقط ۱۰ ثانیه
تا تمام عشق
می آیی می دانم
۹ ثانیه
می آیی
۸
می آیی می آیی
٬۷
۶،
۵،
کجایی
۴،
بیا
۳
...
۲
...
۱
...
می میرم
تمام.