تمام اتاقم رو غرق نرگس می کنم
حالا
یاد تو همه جا هست
بوی تو همه جا پیچیده
و خاطراتت همراه
...
عشقت رو اما
لابلای دفتر خاطراتم جا می ذارم
تا شاید
این بار که به خواب میای
خندان باشی
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 23:22 توسط شرمین مهدی زاده
|
" یک شب تاریک سرد
در یکی از همان هزارتو های پن
تنها و سرگردان
در جستجوی دست هایت
به هر سو می دوم ...
اما تو نیستی "
چشم ها را باز می کنم .
نه ...
کابوس نیست این بار
همان رویای صادقه ایست
که می گفتی .
من تو را برای همیشه گم کردم .
ای که آغوشت پناه ترین !
پناهم ده
که شب سرد و تاریک است
...
می ترسم
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 5:3 توسط شرمین مهدی زاده
|
یادتونه وقتی تعریف فیلم رو کردم گفتم عجب موزیک خوبی داشت ؟ بالاخره بعد از ۶ ماه تونستم موزیکشو پیدا کنم !!!!!
زندگی شیرین می شود !!!
باز
به بادی پرواز می کنم .
لبخندی پاسخ می گویم .
دستی به گرمی می فشارم
...
و همنفس با نامی می شوم
که سالهاست که آشناست .
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 18:59 توسط شرمین مهدی زاده
|