تبليغاتX
میان دو سکوت گرد
می بینی ؟

این ها رد پای ماست

در برف

در راهی که هرگز نپیمودیم

...

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 3:12 توسط شرمین مهدی زاده |

لباس هایم که تنگ می شد
می بخشیدم

دل تنگم را حالا
چه کسی می خواهد ؟

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 0:16 توسط شرمین مهدی زاده |

در این زمهریر کبود
تنها
عطر نرگس است و
آرام لبخند تو
که تن غم زده ی سرد مرا
می فهمد

و این انگار
آخرین معجزه ی پاییز است

آری !
لورکای من !
انگار
....
من تو را سبز می خواهم ...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 2:48 توسط شرمین مهدی زاده |