تبليغاتX
میان دو سکوت گرد - احتضار
دیوار
جای تکیه گاه ٬ آوار شد
لبخند
روی لب ها ماسید
و عاشقانه ی ما
گناه نا بخشودنی شد
...
تنها
در تاریک خانه ی حیاط مطرود
روی تاب زنگ زده ای
در نوسانم
...
تخریب می شوم
زیر بار کلامی که در سکوت مُرد
اشکی که از دیده نچکید
نفسی که بالا نیامد
فریادی که در گلو ماند
و رویایی که خاطره نشد

کاش می دانستم
راهی که می روی
ب ی ر ا ه
نیست

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 0:38 توسط شرمین مهدی زاده |