تبليغاتX
میان دو سکوت گرد - ایستک هلو

چشم چپم از صبح می پرید
بی قرار خبر خوبی بودم ٬
تا شاید
میان هراس نبودنت
پناه حضورت را هدیه کنی .

در باز می شود
تو می آیی
و کابوس های این شب ها را
به خواب سبز بدل می کنی
به رویا

با تو انگار
همه چیز
همان گونه که هست ٬ زیباست
آسمانی بی ستاره و ماه نیمه در آن
تو و لباس ناغافل خیس شده
من و لکه ی سس گوجه فرنگی روی شال سبز رنگم
با تو همه چیز جاودان است.

حالا که فاصله ها نخواهد شکست ٬
زمان را کش می دهیم
با من بیا
تا طلو ع آرزو

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 23:44 توسط شرمین مهدی زاده |