امتحانا بالاخره تموم شد و حالا خیالم راحت تره . من از جلسه ی اول این ترم ٬ اضطراب این امتحانای آخرمو داشتم ( پیانو و اجرای صحنه ) ... و این که تموم شد کلی جای خوشحالی داره ( نه این که لزوما آیا Happy Ending شد یا نه !! ) امتحان آخرمون دیروز قرار بود ساعت ۸ شروع شه ... نوبت من ساعت ۵ بعد از ظهر رسید .... و من انقدر تمام مدت هیجان زده بودم که بهش عادت کرده بودم وقتی رفتم روی سن !!!
تا برسیم تهران و کمی تهران و شرق و غرب کنیم و یه شامی ( یا ناهاری ٬ یا حتی صبحانه ای !!! ) به بدن بزنیم (!) ساعت ۱۰.۳۰ می رسم خونه و .... تخت می خوابم بی دغدغه .
۲ ( ساندویچ مغز و زبان )
این استعداد خاص من در کار کردن زبان قبل از مغز ( یا حتی گاهی تنها کار کردن زبان بدون مغز ! ) به قدری تازگی مورد آزار عزیزانمه که باید یه فکری به حالش بکنم .
دیروز موقع برگشتن از هر چند تا جمله ای که می گفتم ٬ یکی اش یه تیر می شد می خورد تو تخم چشم یه عزیزی و من تازه بعدش غصه می خوردم ! تازه اگه فکر می کنین اون موقع عذر خواهی می کنم ٬ سخت در اشتباهین !!!! من گاهی این قدر مغرور می شم که حالم از خودم به هم می خوره !!!
۳ ( آریا برای پیانو و ویولونسل - باباجانیان )
از هم که جدا می شویم
صدای موسیقی
مدام در ذهنم می پیچد
حضور تو اینجا
صدای ویولونسلی می داد
که نگار می زد
صدای درد و عشق
خواستن و نداشتن
(الان یادم میفته. دقیقا یک سال پیش بود که خانه ی هنرمندان من و نگار این قطعه رو اجرا کردیم ... دلم تنگ شد ! )
۴ ( مارکوپولو در سفر )
شروع یه تعطیلات خوب ....
یک هفته سفر با مامان و بابا و آرین .... واقعا خیلی بده که یادم نمیاد آخرین سفر ۴ نفره ی ما چند سال قبل بوده و به کجا .... خدا کنه خوش بگذره !
۵ ( تو برای همیشه )
موسیقی پر غم چشمان تو
همان آداجیوی محبوب من۱ است
که با هر نگاه
نفس را در سینه ام
حبس ابد می کند
Adagio - Landscape in the mist- Eleni Karaindrou ۱
۶ ( سوتی ؟! )
این که آدم به جای بیماری ADHD جلوی یه مشت آدم رو در واسی دار بگه ADSL خیلی بده ؟؟؟
من تکذیب می کنم !!!
۷ ( وداع )
هیچ می دانستی ؟
این دستهایی که تنهایشان گذاشته ای
روزانه
برای تو
یک دور تسبیح سفید
دعا می کند
و تو این قدر راحت
از کنارشان می گذری
عابر پیاده ی این خیابان خلوت ؟